شوم

شوم (شیطانی)

شوم! از فیلم شوم تا واقعیت

فیلم سینمایی شوم ( 2012 )

شوم (به انگلیسی: Sinister) شوم (شیطانی) نام فیلم ترسناک به کارگردانی اسکات دریکسون و نوشته اریکسون و کارگیل است.

اسوالد آلیسون یک نویسنده واقعی جرم و جنایت است او برای نوشتن داستان جدیدش به خانه‌ای که در آن یک جنایت اتفاق افتاده است نقل مکان می‌کند و در آنجا یک جعبه فیلم ۸ میلیمتری پیدا می‌کند که برای کمک به تحقیقات فیلم‌ها را نگاه می‌کند. در هر یک از فیلم‌ها داستان قتل یک خانواده در همان خانه است که توسط کوچکترین فرد خانواده صورت می‌گیرد. اسوالد پس از دیدن این فیلم‌ها و اتفاقات عجیب متوجه می‌شود که خطر خانواده ی او را نیز تهدید می‌کند و جعبه ی فیلم را می‌سوزاند و با خانواده به خانه ی جدیدی نقل مکان می‌کند اما وضعیت هیچ تغییری نمی‌کند و دختر کوچک او مسخ آن موجود شوم (sinister) می‌شود و پدرش (اسوالد) را با قهوه‌ای سمی مسموم می‌کند و اسوالد پس از مدتی بیهوشی خود، همسرش و پسرش را دست و پا بسته می‌یابد و در همان هنگام دختر کوچکش با دوربین فیلم برداری از آنان فیلم می‌گیرد و آن‌ها را با تبر تکه‌تکه می‌کند و نقاشی خانواده تکه‌تکه شده اش را با خون روی تکه‌ای مقوا می‌کشد و همان موقع بچه‌های دیگر خانواده‌ها روی پرده فیلم او را نگاه کرده و سرشان را کج می‌کنند و دختر هم سرش را کج می‌کند و پشت سر او شوم(sinister) دیده می‌شود و بچه‌ها با دیدن او فرار می‌کنند و شوم دختر کوچک را بغل کرده و داخل پرده ی فیلم شده و فیلم خاموش می‌شود. در سکانس دیگر همان جعبه ی فیلم دیده شده و ناگهان شوم صورتش را جلوی دوربین می‌آورد و فیلم با این سکانس تمام می‌شود.

شوم

فیلم سینمایی شوم 2

این فیلم ادامه ی ی فیلم شوم ۱ می‌باشد و در سال ۲۰۱۴ اکران شد.

تریلر اصلی فیلم ترسناک " شوم ۲ "

معنی شوم

شوم :(shoom) در گویش گنابادی یعنی شام ، غروب خورشید ، شب شدن ، نحس ، بد چشم ، چشم شور

مترادف شوم: بداختر، بدشگون، بدیمن، مشئوم، منحوس، ناخجسته، نامبارک، نامسعود، نامیمون، ناهماگون، ناهمایون، نحس

متضاد شوم: خجسته، مبارک، میمون، همایون

برابر پارسی شوم: بد شگون، ناخجسته، بد اختر

آه از این جور بد زمانه ی شوم
همه شادی او غمان آمیغ.
رودکی

چون کلاژه همه دزدند و رباینده چو خاد
شوم چون بوم و بدآغال چو دمنه همه سال.
معروفی

همه باژها بازگیرم دگر
ببرم ترا از تن شوم سر.

فردوسی.
بدو گفت کای مرد بدبخت شوم 
ز کار تو ویران شد آباد بوم.
فردوسی.
نگه کن که دانای پیشین چه گفت 
که کس را مباد اختر شوم جفت.
فردوسی.
گر شوم بودتی به غلامی بنزد خویش 
با ریش شومتر به بر ما هرآینه.
عسجدی.
و این ترک ابله این چربک بخورد و ندانست که کفران شوم باشد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 250).
اگر دست شومش بماند دراز
به پیش تو کار دراز آورد.
ابوالفضل جمحی.
شوم است مرغ وام مر او را مگیر صید
بی شام خفته بهتر کز وام خورده شام.
ناصرخسرو.
نیست سر پرفساد ناصبی شوم 
ازدر این شعر بل سزای فسار است.
ناصرخسرو.
بازِ همایون چو جغدگشت خِری 
جغدک شوم و خِری همایون شد.
ناصرخسرو.
اندر دلش از بغض ائمه شجری است 
چه شوم ثمر خواهد از آن شوم شجر ماند.
سوزنی.
من آن نگویم اگر کس برغم من گوید
زهی سپاه بنفرین خهی طلیعه ی شوم.
سوزنی.
به خشک میوه تو عیدمرا مبارک کن 
که عید بر عدوت چون وعید خواهم شوم.
سوزنی.
تو آن مشنو که مرغ شوم خواهد جای ویران را
گرت کنج دل آباد است سوی گنج ویران شو.
خاقانی.
چون منوچهر خفته در خاک است 
مهر از این شوم خاکدان برگیر.
خاقانی.
از پس هر مبارکی شومی است 
وز پی هر محرمی صفر است.
خاقانی.
جغد که شوم است به افسانه در
بلبل گنج است به ویرانه در.
نظامی.

تهیه شده توسط تیم شوم دات آی آر
Copyright © 2012 - 2018 | تمامی حقوق این وب سایت برای shoom.ir محفوظ است
طراحی و اجرا:shoom.ir